![]() |
![]() |
|
| زماني که مرا در بستر سردي ميان خاک بگذارند يقين دارم که مي آيي |
|
ولی آن روز که خواستم آوای دل را برای تو بازگو کنم مرا ترک کردی و رفتی ،تو قلب مرا شکستی تو مرا با اشک هایم رها نمودی تو عشق مرا به دور انداختی اما بدان که من بی تو از دست رفته ام از خـود گریـخته ام اشـک ها از دیده افشـانـدم خـودم را با خاطرات سرگرم نموده ام ولی آیا بدون عشق تو من کجا میتوانم بروم چه میتوانم بکنم فقط به تو فکر میکنم به تو و زیبایی های تو به تو که مظهر خدا هستی به تو ای نازنین ------------------------------------------------------------------------------------ اگر به خانه ی من آمدی ...برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم ------------------------------ ا ب ج د ه و ز ح 1 2 3 4 5 6 7 8 ث چ ن ف ت م 500 5000 50 80 400 40 a_vahag_a |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 18:51 توسط عليرضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اينجا دگر اين بار مگر حرفي هست ؟
|
| پیوندها |
|
عاشقانه های من: سارا جونم وادی زخم : مرسای عزیزم |
|
RSS
|