تبليغاتX
يه فرصت براي نا اميد شدن
زماني که مرا در بستر سردي ميان خاک بگذارند يقين دارم که مي آيي
      با کمال تشکر از دوستانی که متن این حقیر را خوانده و بنده را از نظرات بسیار سازندشان آگاه میکنند و به دلیل طولانی بودن متن هم بسیار عذر خواهی میکنم
به نام نامی اندیشه
 مقدمه :
جوهر قلم به ارده ی او رنگ گرفت و اندیشه ی من به اراده ی او رنگین شد شکر بی مانندی از آن اوست که تنها اندیشمندوفلسفه دان و عارف اوست معلم اول اوست این القاب حتی ذره ای از ذات هستی بخش را نشان نخواهد داد بدانیم که تنها اوست .
وما ........ باید با عطر روح و اندیشه عقل و احساس دل قرائت کنیم این علت هستی را
پس بیندیشم که :
در دایــــــره ای که آمـدن و رفتن ماست ............آن را نه بداعت نه نهایت پیـــــداست
کس می نزند دمی در این معنی راست ............کاين آمدن از کجا و رفتن به کجاست
خيام

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 1:44  توسط عليرضا |